المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
829
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
41 - كتاب ميراث « ارث » ، آن چيزى است كه معمولا از مرده به جا مىماند و « ميراث داران آن » ، بازماندگان ميّت هستند كه برحسب تعيين شارع هر كدام سهمى مىبرند . در اين باب نيز آياتى در قرآن كريم آمده است : * * * [ 387 ] آيهء اوّل : « وَ لِكُلٍّ جَعَلْنا مَوالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ الَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُمْ فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ ، إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيداً » ؛ « 1 » « ما براى هر كدام از ارثبرها از قبيل پدر ، مادر و خويشان و نزديكان حق قرار دادهايم و با هر كه عهد و پيمان حقوقى بستهايد ، بهرهء آنان را بدهيد ( و نقض عهد نكنيد ) كه خدا بر هر چيزى گواه است » . « موالى » در اين آيه ، وارثان هستند . پس تقدير آنچنان است كه بر هر انسانى « موالى » قرار دادهايم كه از تركه ، آن ارث مىبرند . و « من » در اين مورد جهت تعديه مىباشد و ضمير در « ترك » عايد انسان ميّت است ، يعنى : انسان ميّتى كه از تركهء او ارث مىبرند و « والدان » خبر است مبتد آن محذوف است و به معنى والدان و نزديكان مىباشد و به ترتيب نزديكان به نزديكان مىباشند و به قرينهء معناى قرب و نزديكى . زمخشرى گفته است : تقديرش به اين ترتيب است كه بر هر چيزى از آن چيزهايى كه والدين و نزديكان ترك كردهاند ، « موالى » قرار داديم كه ارث مىبرند و حيازت مىنمايند . يا اينكه تقديرش به اين صورت است كه بر هر قومى از آنان را موالى قرار داديم كه نصيبى از آن چيزهايى كه والدين در نزديك ترك كردهاند ، مىبرند و در هر دو مورد نظرى است . امّا بنا به از تقدير اوّل فهميده مىشود كه هر صنف از اصناف تركه نوعى وارث دارند ، در صورتى كه اين گونه نيست و اين سخن فاسدى است ، چون ورّاث در هر جزء از اجزاى اموال متروكه شركت دارند امّا بر فرض تقدير دوّم ، والدين و
--> ( 1 ) . سورهء نساء ، آيهء 33 .